کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بدیعالدین | کلماتور
معنی کلمه : بدیعالدین
تلفظ بین المللی :
/bˌadiʔˈoddin/
تلفظ :
[b,adi?'oddin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بدر جاجرمی بدرالدین
بدرالدین لولو
بدرالدین مسعود لر
بدرالدین چاچی محمد
جاجرمی بدرالدین
بدرالدین جاجرمی
قلانسی بدرالدین
قوامی رازی بدرالدین
کتابی بدرالدین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
بدیعالدین . [ ب َ عُدْ دی ] (اِخ ) ترکو سجزی یا بدیع ترکو. عوفی نام او را در ردیف شاعران آل سلجوق بعد از عهد معزی و سنجری آورده و از اشعار او نقل کرده است . رجوع به لباب الالباب چ لیدن ج 2 صص 349 - 351 و مجمعالفصحا ص 168 و فرهنگ سخنوران شود....
کلمات مرتبط
بدر جاجرمی بدرالدین
بدرالدین لولو
بدرالدین مسعود لر
بدرالدین چاچی محمد
جاجرمی بدرالدین
بدرالدین جاجرمی
قلانسی بدرالدین
قوامی رازی بدرالدین
کتابی بدرالدین
نظرات