بدیع. [ ب َ ] (اِخ ) یکی از نامهای باری تعالی . (ناظم الاطباء). از اسماء باری تعالی است و معنی آن مبدع است زیرا که حضرت او بدیع است در نفس خود و برای او مثلی نیست . (از اقرب الموارد) . نوآفریننده ٔ آسمانها و زمینها. (مهذب الاسماء) : بدیعی که شخص آفریند ز گل روان و خرد بخشد و هوش و دل .سعدی (بوستان )....
فرهنگ عمید
۱. تازه، نو. ۲. شگفت. ۳. موجد و مبتدع، نوبیرون آورنده. ۴. (اسم ) (ادبی ) علمی که در آرایش سخن، زینت کلام، صنایعی که نظم و نثر را زینت می دهد بحث می کند.
فرهنگ معین
(بَ ) [ ع . ] (اِ . ص . ) ۱ - نو، تازه . ۲ - دانشی که به بیان زیبایی های صنایع شعری می پردازد. ۳ - عجیب ، نادر.
دانشنامه آزاد فارسی
بدیع (ادبیات). بَدیع (ادبیات)در لغت به معنی نوآیین و جدید، زیبا و شگفت انگیز، و در اصطلاح ادبی علمی است که از آرایش های کلام و زیبایی های الفاظ نظم و نثر بحث می کند. بدیع را پس از معانی و بیان سومین فن از فنون بلاغت می دانند. نخستین کتاب بلاغت عربی که با عنوان بدیع نوشته شد کتاب البدیع عبدالله بن معتز خلیفۀ یک روزۀ عباسی است که در ۲۷۴ق تألیف شده است. البته بدیع در این دوره به معنای اصطلاحی امروز...
فرهنگ فارسی
بلخی ابو ممد بن محمود از شاعران معاصر طاهر بن فضل ابن چغانی ( ف. ۳۸۱ ه. ق . ) و معاصر منجیک و دقیقی بوده و در نیمه دوم قرن چهارم می زیسته است . توضیح بعضی نام او را بدایعی نوشته اند پند نامه انو شروان را به دو نسبت داده اند ولی ظاهرا بدیع جز بدایعی است .تازه، نو، شگفت، موجد و مبتدع( صفت ) ۱ - نو آیین تازه نو . ۲ - نو آفرین نو آفریننده . ۳ - دانشی که در آن از صنعتهای کلام و زیبایی های الفاظ نظم و ن...
دانشنامه عمومی
علم بدیع یا فن بدیع در اصطلاح ادبیات، سومین فن (بعد از معانی و بیان) از فنون بلاغت است و موضوع آن آرایش های سخن فصیح و بلیغ در نظم و نثر است. به این آرایش ها محسّنات و صنایع بدیعی و نیز آرایه های ادبی می گویند.بدیع را مانند ادویه دانسته اند که اگر به اندازه استعمال شود، غذا را مطبوع و لذیذ می کند، و اگر زیاد شود آن را تند و نامطبوع می سازد.آرایه های ادبیفهرست آرایه های ادبیشعر بند تنبانیرشته زبان ...
فرهنگ اسم ها
اسم: بدیع (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: badie) (فارسی: بدیع) (انگلیسی: badie) معنی: جدید، تازه، زیبا، جالب، آفریننده، از نام های خداوند، نوآیین، شگفت انگیز، نادر، ( در ادبیات ) از دانش های ادبی که در آن از آرایش ها و زیبایی های شعر و نثر بحث می شود، مبدع، ( اعلام ) ) امیرمهدی بدیع [، شمسی] تاریخ نگار و پژوهنده ی ایرانی، در همدان زاده شد، در همدان و سوئیس و فرانسه تحصیل کرد و تا پایان عمر در...
original (صفت)اصلی، اصل، اصیل، بدیع، مبتکر، ابتکاری، بکرexquisite (صفت)دقیق، حساس، سخت، مطبوع، عالی، شدید، دلپسند، نفیس، بدیعpicturesque (صفت)زیبا، بدیع، خوش منظره، شایان تصویرnovel (صفت)نو، بدیع، جدیدnewfound (صفت)بدیع، نوظهور، تازه پیدا شده، جدید الاکتشاف، جدید الاختراع...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بدیع یکی از نام های خدا است.این نام دوبار در قرآن مجید به صورت «بدیع السموات و الارض » آمده است و در روایاتی نیز که فهرست نود ونه نام خدا را دارد، ذکر شده است.معنای واژه بدیعواژه بدیع از ریشه «ب د ع » گرفته شده و درباره خدا به معنای مبدع (یا مبتدع ) به کار می رود. یکی از دو مفهوم اصلی این ریشه، آفریدن چیزی بدون نمونه پیشین است. کاربرد واژه بدیع در مورد خدااز نظر لغت شناسان، کاربرد این و...