Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدرلو

تلفظ بین المللی : /bˈadrluː/ تلفظ :‌ [b'adRlu:]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • مهدی بدرلو
  • عدسی بارلو
  • علی بدراوی
  • بارلو تامس
  • بارلو پیتر
  • بدرودها
  • برلوسکونی سیلویو
  • ایین بدرود و دعای خیر
  • بدجلوه دادن
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بدرلو. [ ب َ دِ ] ( اِخ ) دهی از بخش تکاب شهرستان مراغه است که 153 تن سکنه دارد. محصول آن غلات ، بادام ، حبوب و کرچک است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 4 ).

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۶°۲۸′۱۷″شمالی ۴۷°۱۳′۵۵″شرقی / ۳۶٫۴۷۱۳۳°شمالی ۴۷٫۲۳۱۹۱°شرقی / 36.47133; 47.23191بدرلو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تکاب در استان آذربایجان غربی ایران است.بدرلو نام یکی از طایفه های ایل افشار میباشد که به زبان ترکی آذربایجانی تکلم میکنند.براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳٩۵، جمعیت آن ۱٠۵ نفر بوده است.wiki: بدرلو...

کلمات مرتبط

  • مهدی بدرلو
  • عدسی بارلو
  • علی بدراوی
  • بارلو تامس
  • بارلو پیتر
  • بدرودها
  • برلوسکونی سیلویو
  • ایین بدرود و دعای خیر
  • بدجلوه دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات