کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بخود-بستن | کلماتور
معنی کلمه : بخود بستن
تلفظ بین المللی :
/bexod bˈastan/
تلفظ :
[bexod b'astan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بخود
بخود انحصار دادن
بخود بالیدن
بخود بسته
بخود متوجه کردن
بخود هموار کردن
بخود پیچیدن
بخود گرفتن
بخود یپیچیدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
arrogation (اسم)بخود بستن، ادعای بیجاassume (فعل)فرض کردن، وانمود کردن، بخود بستن، گرفتن، بعهده گرفتن، انگاشتن، بخود گرفتن، پنداشتن، تقبل کردن، تظاهر کردن، تقلید کردنsham (فعل)وانمود کردن، بخود بستن، تظاهر کردنfeign (فعل)وانمود کردن، بخود بستن، جعل کردنpretend (فعل)وانمود کردن، بخود بستن، دعوی کردنsimulate (فعل)وانمود کردن، تشبیه کردن، بخود بستن، تظاهر کردن، تقلید کردن، مانند بودن، شبیه سازی کردن،...
کلمات مرتبط
بخود
بخود انحصار دادن
بخود بالیدن
بخود بسته
بخود متوجه کردن
بخود هموار کردن
بخود پیچیدن
بخود گرفتن
بخود یپیچیدن
نظرات