بخشا. [ ب َ ] ( نف ) بخشاینده و بخشش کننده. ( فرهنگ رشیدی ). بخشش کننده. ( آنندراج ). دهنده و عطاکننده و انعام دهنده ، مانند پادشاه مملکت بخشا. ( ناظم الاطباء ) : نسبت فضل از دل رخشان او گیرد سپهرنسخت جود از کف بخشای او گیرد سحاب.ادیب صابر.- جرم بخشا ؛ بخشنده جرم : که دردمندنوازی و جرم بخشایی.سعدی.- راحت بخشا ؛ راحت بخش. ( از یادداشت مؤلف ).- روح بخشا ؛ روح بخش. ( از یادداشت مؤلف ).- گنه بخشا ؛ ...
فرهنگ عمید
۱. = بخشودن ۲. (صفت ) بخشاینده، بخشنده، عطاکننده.
فرهنگ فارسی
بخشاینده و بخشش کننده دهنده و عطا کننده و انعام دهنده .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: baxšā) بخشاینده و بخششکننده ، بخشش دهنده و عطا کننده ، انعام دهنده.
اسم: بخشا (پسر) (فارسی) (تلفظ: bakhšā) (فارسی: بَخشا) (انگلیسی: bakhsha) معنی: بخشاینده و بخشش کننده، بخشش دهنده و عطا کننده، انعام دهنده