کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بخریدن
تلفظ بین المللی :
/bexarˈidan/
تلفظ :
[bexaR'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیو بخوریدن
رنگ بریدن
ره بریدن
روان بخشیدن
روایی بخشیدن
روح بخشیدن
روشنایی بخشیدن
زبان بریدن
سایه بریدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بخریدن. [ ب َ / ب ُ دَ ] ( مص ) بخردن. مصروع شدن. || بخردن. زاریدن.بخود پیچیدن از رنج و درد. ( ناظم الاطباء ). || به معنی الصبیان عربی است. ( از فرهنگ شعوری ).
فرهنگ فارسی
بخردن زاریدن .
کلمات مرتبط
دیو بخوریدن
رنگ بریدن
ره بریدن
روان بخشیدن
روایی بخشیدن
روح بخشیدن
روشنایی بخشیدن
زبان بریدن
سایه بریدن
نظرات