بخت . [ب َ ] (ع مص ) زدن کسی را. (آنندراج ) (منتهی الارب ).
بخت . [ ب َ ] (معرب ، اِ) حظ. (نصاب الصبیان ) فارسی معرب است . (از اقرب الموارد). این کلمه را عرب از فارسیان گرفته است به معنای جد و حظ است . (از المزهر سیوطی ) (ناظم الاطباء).
رتبۀ یک ورزشکار یا یک تیم ورزشی که براساس چارچوب معینی، پیش از آغاز مسابقات چندجانبۀ مهم، برای جدول مسابقات یا قرعهکشی و گروهبندی اعلام میشود متـ . بختبندی 1seeding1
(گنابادی) بَخْت؛ آینده، امید، سرنوشت. || در آیین گبری، نام ستاره ای که با تولد هر نوزاد متولد می شود و با مرگ او بی سو می شود و می میرد.
خوابیده
بهره، نصیب، قسمت
بختک، عبدالجنه، کابوس
اختر، اقبال، دولت، سرنوشت، شانس، طالع
۱. اختر، اقبال، دولت، سرنوشت، شانس، طالع،
۲. بهره، نصیب، قسمت
۳. بختک، عبدالجنه، کابوس