معانی کلمه : بحرالعلوم
لغت نامه دهخدا
بحرالعلوم . [ ب َ رُل ْ ع ُ ] (اِخ ) شیخ مهدی پسر آخوند ملا محمد جعفر ته باغ لله ای از فضلای کرمان برادر شیخ احمد روحی شهید. رجوع به فرماندهان کرمان چ باستانی پاریزی ص 72 شود.
فرهنگ عمید
۱. دریای دانش ها.
۲. [مجاز] آن که در همۀ علوم تبحر دارد.
۲. [مجاز] آن که در همۀ علوم تبحر دارد.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
بحرالعلوم می تواند به موارد زیر اشاره کند.
سید محمدمهدی بحرالعلوم معروف به علامه بحرالعلوم فقیه شیعه قرن دوازدهم و سیزدهم قمری
خاندان بحرالعلوم
سرشناسان:
کسان:
مکان:
سید محمدمهدی بحرالعلوم معروف به علامه بحرالعلوم فقیه شیعه قرن دوازدهم و سیزدهم قمری
خاندان بحرالعلوم
سرشناسان:
کسان:
مکان:
wiki: بحرالعلوم
مترادف و متضاد
polymath (اسم)
دانشمند همه چیز دان، بحر العلوم، جامع علوم معقول و منقول
