Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بجای آوردن

تلفظ بین المللی : /bedʒˈɑje ɑvˈardan/ تلفظ :‌ [bedZ'Aje Av'aRdan]
لغت نامه دهخدا
  • بجای اوردن
  • حرص واز برای بدست اوردن مال
  • در کلیسا مراسم مذهبی بجا اوردن
  • مراسمی را بجا اوردن
  • بجا آوردن
  • بجا اوردن
  • اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
  • بجان آوردن
  • بجان اوردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بجای آوردن . [ ب ِ وَ دَ ] (مص مرکب ) به موقع بردن . به مکان نقل کردن . || کنایه از شناختن . دانستن . (برهان قاطع). دریافتن : هرآنکس که از داد تو یک خدای بپیچد نیارد خرد را بجای . فردوسی .خاطر ملوک و خیال ایشان را کس نتواند بجای آورد. (تاریخ بیهقی ). بازرگان بجای آورد که طرار با او حیلت کرده است (سندبادنامه ). چون از زیارت مکه بازآمدم دو منزلم استقبال کرد، به فراست بجای آوردم که معزولست . (گلستان ...

کلمات مرتبط

  • بجای اوردن
  • حرص واز برای بدست اوردن مال
  • در کلیسا مراسم مذهبی بجا اوردن
  • مراسمی را بجا اوردن
  • بجا آوردن
  • بجا اوردن
  • اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
  • بجان آوردن
  • بجان اوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات