بایگانی. ( حامص ) عمل بایگان. || ضبط. ( لغات مصوبه فرهنگستان ). نام دائره ای در ادارات دولتی و بنگاههای ملی که اعضاء آن مأمور ضبط و نگاهداری پرونده ها و نامه ها هستند و بهنگام مراجعه آن اسناد را در اختیار مراجعان میگذارند. این کلمه را میتوان در برابر ترکیب دفاتر خلود ( تذکرة الملوک ص 6 و 15 ) بکار برد. ( یادداشت مؤلف ).- بایگانی شدن ؛ ضبط شدن. در پرونده قرار گرفتن نامه.- بایگانی کردن ؛ ضبط کردن ...
فرهنگ عمید
۱. عمل بایگان، ضبط. ۲. (اسم ) جایی که نامه ها و اسناد ادارات دولتی یا بنگاه های ملی نگهداری می شود، آرشیو.
فرهنگ معین
( اِ. ) جایی که در آن اسناد و مدارک اداری نگه داری می شود.
محل ضبط اسناد و تصاویر و نامهها و پروندهها * مصوب فرهنگستان اول
۱ - عمل بایگان .۲- ضبط اسناد و نامه ها ۳ - ( اسم ) جایی که نامه ها و سند های ادارات دولتی یا موسسات ملی را نگاهداری کنند .
دانشنامه عمومی
بایگانی (به فرانسوی: Archive) به کلیه سوابق واسناد ومدارک عمومی یا تاریخی که توسط دولت یا یک سازمان دولتی یا اداره یا مؤسسه یا تأسیساتی از این قبیل نگهداری می شود و نیزاسناد ومدارکی که خانواده یا فرد در ارتباط با کار خود تهیه یا دریافت می کند و آن ها را تحت نظر خود محافظت یا نگهداری می نماید، گفته می شود.امروزه از کمدهای فلزی برای بایگانی در ادارات و مدارس و دانشگاه ها استفاده میشود.اطلاعاتآرشیو ش...
مترادف و متضاد
آرشیو، ضبط
طبقهبندی شده
طبقهبندی (اسناد)
۱. آرشیو، ضبط ۲. طبقهبندی (اسناد) ۳. طبقهبندی شده
record (اسم)تاریخچه، یادداشت، سابقه، بایگانی، مدرک، ضبط، نوشته، ثبت، پیشینه، صورت جلسه، صفحه گرامافون، رکورد، صورت مذاکرات، حد نصاب مسابقهarchive (اسم)بایگانی، ضبط اسناد و اوراق بایگانیarchives (اسم)بایگانیfiling (اسم)بایگانی، براده، سوهان کاری، سیخ زنی...
فرهنگستان زبان و ادب
{archives} [عمومی] محل ضبط اسناد و تصاویر و نامه ها و پرونده ها
* مصوب فرهنگستان اول