کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باینجار | کلماتور
معنی کلمه : باینجار
تلفظ بین المللی :
/bˈɑjndʒˈɑr/
تلفظ :
[b'AjndZ'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بانجارماسین
باینجوریان
باینجور
بانجاران
پیتر باینارت
زبان بانجاری
التبصر بالتجاره
زم البازنجان
بادنجان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
باینجار. [ ] ( اِخ )از امرای زمان غازان خان مغول. او نوروزیان را بکمک امیر نورین دستگیر و مصادره کرد و سرانجام امارت روم به او و بوجقور و قورتیمور واگذار شد. و رجوع به تاریخ مبارک غازانی ص 18، 84، 92، 93، 110 و 121 شود.
کلمات مرتبط
بانجارماسین
باینجوریان
باینجور
بانجاران
پیتر باینارت
زبان بانجاری
التبصر بالتجاره
زم البازنجان
بادنجان
نظرات