باکویه . [ ی َ ] (اِخ ) باکو. بادکوبه . (ناظم الاطباء). و رجوع به باکوشود.
باکویه. [ ی َ ] ( اِخ ) باکو. بادکوبه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به باکوشود.باکویه. [ ی َ ] ( اِخ ) جد محمدبن عبداﷲبن احمد شیرازی صوفی است. ابوبکربن خلف و ابوالقاسم قشیری از او روایت کرده اند. ( از تاج العروس ). شیخ باکویی به شیراز، گویند برادر پیرحسین بوده و مرید ابوعبداﷲ خفیف. ( از...