Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باور

تلفظ بین المللی : /bˈɑvar/ تلفظ :‌ [b'AvaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • باور داشت
  • باور نکردن
  • باور نکردنی
  • باور کردن
  • باور کردنی و معقول بودن
  • باور کننده
  • باور کردنی
  • باور نادرست غذایی
  • باور دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

باور. [ وَ ] ( اِ ) قبول. تصدیق سخن. ( برهان قاطع ). گمان میکنم از حرف «بَ» و «آور» بمعنی یقین مرکب است. ( یادداشت مؤلف ). مخفف بآور است. ( فرهنگ رشیدی ). قبول داشتن. ( غیاث اللغات ). و کسانی که به ضم «واو» خوانند خطاست. ( آنندراج ). اصل این کلمه از ریشه ور بمعنی برگزیدن و برتری دادن و گرویدن است. ( از فرهنگ ایران باستان پورداود ص 62 ). و بازشناختن و اعتقاد داشتن نیز معنی میدهد و کلمه واور پهلوی ...

فرهنگ عمید

۱. یقین؛ اعتقاد.
۲. عقیده.
⟨ باور داشتن: (مصدر متعدی)
۱. باور کردن.
۲. سخن کسی را راست و درست پنداشتن.

۱. یقین، اعتقاد.
۲. عقیده.
* باور داشتن: (مصدر متعدی )
۱. باور کردن.
۲. سخن کسی را راست و درست پنداشتن.

فرهنگ معین

(وَ ) [ په . ] ( اِ. ) ۱ - پذیرفتن سخن . ۲ - یقین ، اعتقاد.

فرهنگ فارسی

یقین، اعتقاد، عقیده، باورداشتن: باورکردن، سخن کسی را از راست و درست پنداشتن
( اسم ) ۱ - قبول سخن پذیرش قول کسی . ۲ - یقین اعتقاد .
شتابکار معجل

دانشنامه عمومی

باور یا اعتقاد، وضعیتی در ذهن است که با وجود آن، فرد فکر می کند که چیزی درست است، بدون توجه به ابنکه آیا شواهد تجربی ای وجود دارد یا نه، که با قطعیتی که بر حقایق مسلم دیگری مبتنی باشد، ثابت کند که آن چیز درست است. یکی دیگر از راه های تعریف باور، آن را به مثابه بازنمایی ذهنی ‏(en)‏ از یک نگرش مثبت جهت گیری دار به سمت محتمل دانستن حقیقی بودن چیزی تعریف می کند.در زمینه اندیشه یونان باستان، دو مفهوم ب...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: bāvar) مجموعه‌ی اعتقادهایی که در یک جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است ؛ حالت یا عادتی ذهنی که باعث اعتقاد یا یقین انسان می شود ؛ قبول سخن ، یقین ، اعتقاد ، عقیده ، تصدیق سخن ، قبول .

اسم: باور (پسر، دختر) (فارسی) (تلفظ: bāvar) (فارسی: باور) (انگلیسی: bavar) معنی: یقین، اعتقاد، مجموعه ی اعتقادهایی که در یک جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است، حالت یا عادتی ذهنی که باعث اعتقاد یا یقین انسان ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: bâvar
طاری: bâvar
طامه ای: bâver
طرقی: bâvar
کشه ای: bâvar
نطنزی: bâver

مترادف و متضاد

زعم، گمان

پذیرش، قبول

باورداشت، برداشت

اعتقاد، ایقان، ایمان، عقیده

۱. اعتقاد، ایقان، ایمان، عقیده
۲. باورداشت، برداشت
۳. پذیرش، قبول
۴. زعم، گمان

faith (اسم)پیمان، اعتماد، دین، اعتقاد، باور، عقیده، ایمان، کیش، مذهبbelief (اسم)اعتماد، گمان، اعتقاد، باور، عقیده، ایمانcredence (اسم)اعتماد، اعتقاد، باور...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] باور (ابهام زدایی). واژه باور ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • باور (کلام)، ایمان، اعتقاد و باور از مفاهیم کانونی ادیان الهی از جمله اسلام و دارای معانی مختلف در مباحث کلامی• باور (فقه)، اعتقاد، ایمان و باور به معنی باور قلبی داشتن و دارای کاربرد در ابواب مختلف فقهی...wikifeqh: اعتقاد...

کلمات مرتبط

  • باور داشت
  • باور نکردن
  • باور نکردنی
  • باور کردن
  • باور کردنی و معقول بودن
  • باور کننده
  • باور کردنی
  • باور نادرست غذایی
  • باور دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات