باو. (اِخ ) نام سرداری بوده است از سرداران فرخان بزرگ که در ده اویجان به دار زده شد. (از ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 78).
باو. (اِخ ) باو پسر شاپور پسر کیوس در سنه ٔ 45 هَ . ق . در یک قسمت از مازندران به سلطنت منتخب شد و اصل و سرسلسله ٔ سلاطین مازندران که معروف به ملک الجبال بودند گردید. (از التدوین ). نام...
دانشنامه آزاد فارسی
صورت کوتاه شدۀ باوَند، پسر شاپور. از سوی خسرو پرویز به حکومت استَخر، آذربایجان ، عراق و طبرستان گمارده شد. در زمان آزرمیدخت در آتشکده ای گوشه گرفت. در ۶۷۹م به دست بلاش کشته شد. او سومین نیای خاندان باوَند بود.
باو (فیلم). باو (فیلم) فیلمی به کارگردانی فتحعلی اویسی و نویسندگی مهرداد میرفلاح ساختهٔ سال ۱۳۶۷ است. علیرضا رهبری هاشم ارکان محمود مشروطه سعیده موسوی احمد عنایت پور محمدرضا اسلامی
باو از شاهزادگان اواخر حکومت ساسانی است که پس از فروپاشی ...
/baav/ باو از شاهزادگان اواخر حکومت ساسانی است که پس از فروپاشی دژ استقلال ایران وسیله ی عرب های مسلمان، به همراه یزدگرد سوم به قصد عزیمت به ماورا النهر به مازندران رسیدنداما باو به بهانه هایی از ادامه ی مسافرت با شاه خودداری کرد و در یکی از آتشکده های این ولایت به نام کوسان، به رسم مغان سر تراشید و به خدمتگذاری معبد زراسیکال درآمد...
مترادف و متضاد
her(ضمير)
خودمانی، اورا، مال او، باو، ان زن را، ... او
واژه نامه بختیاریکا
( ط ) ؛ باب؛ از تقسمات ایلی؛ متحدان طایفگی باب؛ رسم؛ مورد طبع ( باُو ) فامیل پدری