معانی کلمه : بانی
لغت نامه دهخدا
بانی . (اِخ ) مردی از نسل یهودا. (از قاموس کتاب مقدس ).
بانی . (اِ)(به بای هندی ) اسم مار است . (فهرست مخزن الادویه ).
بانی . (ص نسبی ) منسوب به بان که نام درختی است . (از انساب سمعانی ).
فرهنگ عمید
۱. بناکننده، سازنده.
۲. بنیان گذار، مؤسس.
۲. بنیان گذار، مؤسس.
فرهنگ فارسی
بناکننده، سازنده، بنیان گذار، موسس
نام شهری در سرزمین فرنگ است
نام شهری در سرزمین فرنگ است
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
عامل و مسبب انجام کاری – اغلب به افرادی گفته می شود که از ...
/baani/ عامل و مسبب انجام کاری – اغلب به افرادی گفته می شود که از روی اعتقادات مذهبی به برگزاری مراسم تعزیه می پردازند
فرهنگ اسم ها
اسم: بانی (پسر) (عربی)
معنی: به وجود آورنده، عبری نام مردی از نسل جاد که از شجاعان زمان داوود ( ع ) بوده است
معنی: به وجود آورنده، عبری نام مردی از نسل جاد که از شجاعان زمان داوود ( ع ) بوده است
مترادف و متضاد
باعث، مورث، عامل، سازنده
بنیانگذار، پایهگذار، موسس
۱. بنیانگذار، پایهگذار، موسس
۲. باعث، مورث، عامل، سازنده
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
بَهنو
