بالیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نموکرده. بلندشده. ( ناظم الاطباء ). گوالیده. یافع. هرچیز که ببالا بلند باشد.باسق ، درخت یا مردی باشد که ببالا بلند باشد. ( اوبهی ). آدمی و درخت و جز آن را گویند که تنومند و بلند ودراز شده باشد. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ). بالابلند. نمویافته. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 193 ) : عمرو از دور پدید آمد با آن مویها، و برهنه بود، بترسیدند، چون به نزدیک ایشان رسید سلام کرد، ج...
فرهنگ عمید
۱. نموکرده. ۲. افزوده. ۳. تنومند و بزرگ شده.
فرهنگ معین
(دِ ) (ص مف . ) نمو کرده ، رشد یافته .
فرهنگ فارسی
( اسم ) نمو کرده نشو و نما یافته رشد یافته .
فرهنگ اسم ها
اسم: بالیده (دختر) (فارسی) (تلفظ: balide) (فارسی: بالیده) (انگلیسی: balideh) معنی: رشد و نمو کرده