Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بالواسه

تلفظ بین المللی : /bˈɑlvˈɑseː/ تلفظ :‌ [b'Alv'Ase:]
لغت نامه دهخدا
  • بالوایه
  • بالوازه
  • بالواسطه
  • بالوانه
  • بالواه
  • بالوسه
  • بلواسه
  • بالوانه خالدی
  • بالوانه معتمدی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بالواسه. [ س َ / س ِ ] ( اِ ) تار در مقابل پود. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). تارهایی را گویند که بجهت بافتن مهیا ساخته اند و آنرا تانه نیز خوانند.( فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 192 ). ریسمانهائی که بطور تار ( مقابل پود ) مهیا شده باشد. ( فرهنگ نظام ). تار جامه و بافته مقابل پود. ( ناظم الاطباء ). ریسمان پارچه که در طول واقع شود. تار. تاره. تانه. فرت. سدی. حایل. مقابل پود. رجوع به بالوسه ...

کلمات مرتبط

  • بالوایه
  • بالوازه
  • بالواسطه
  • بالوانه
  • بالواه
  • بالوسه
  • بلواسه
  • بالوانه خالدی
  • بالوانه معتمدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات