بالای . (ق ) بالا. روی . فوق . بر. || مقام . مرتبه . رجوع به بالا شود در همه ٔ معانی .
بالای. ( ق ) بالا. روی. فوق. بر. || مقام. مرتبه. رجوع به بالا شود در همه معانی.بالای. ( اِ ) بالا. بالاذ.بالاذه. پالا. پالاد. پالاده. اسب جنیبت را گویند. ( آنندراج ). اسب جنیبت باشد که در پیش برند و یا در دنبال آورند و آنرا کوتل نیز گویند. ( فرهنگ اوبهی ). اسب جنیبت را گ...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۲ بالا
دانشنامه عمومی
بالای شهر بالای (به انگلیسی: Bhilai) با جمعیت ۷۰۵٫۴۳۶ نفر در ایالت چتیسگر در کشور هند واقع شده است.
on (حرف اضافه)روی، درباره، راجع به، بالای، سر، بر، به، بطرف، بنا بر، در روی، بعلت، برای، بر روی، در بر، بخرج، وصلover (حرف اضافه)روی، مافوق، بالای، بالای سر، بر فراز، ان طرف، در سرتاسر، بسوی دیگر، متجاوز ازin (حرف اضافه)از، روی، توی، با، نزدیک، بالای، بر حسب، به، بطرف، در توی، هنگام، در ظرف، اندر، نزدیک ساحلup (حرف اضافه)روی، بالای، بر فراز، در بلندیabove (حرف اضافه)مافوق، فوق، بالای، فراز، بالای ...