Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بافراست

تلفظ بین المللی : /bˈɑfrˈɑst/ تلفظ :‌ [b'AfR'Ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • با فراست
  • بیفراست
  • باراس پل
  • بارنستپل
  • قشلاق بابارستم
  • بااستفاده
  • باجرات
  • باحرارت
  • بااستخوان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بافراست. [ ف َ / ف ِ س َ ] ( ص مرکب ) ( از: با + فراست ) باهوش. زیرک. رجوع به فراست شود.

فرهنگ عمید

باهوش، زیرک.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه فراست دارد باهوش زیرک.

مترادف و متضاد

زیرک، فهیم، باهوش، هوشمند، فراستمند

sage (صفت)
فکور، دانا، عاقل، بصیر، بافراست

sagacious (صفت)
زیرک، با هوش، دانا، هوشمند، بافراست

کلمات مرتبط

  • با فراست
  • بیفراست
  • باراس پل
  • بارنستپل
  • قشلاق بابارستم
  • بااستفاده
  • باجرات
  • باحرارت
  • بااستخوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات