معانی کلمه : بافراست
لغت نامه دهخدا
بافراست. [ ف َ / ف ِ س َ ] ( ص مرکب ) ( از: با + فراست ) باهوش. زیرک. رجوع به فراست شود.
فرهنگ عمید
باهوش، زیرک.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه فراست دارد باهوش زیرک.
مترادف و متضاد
زیرک، فهیم، باهوش، هوشمند، فراستمند
sage (صفت)
فکور، دانا، عاقل، بصیر، بافراست
sagacious (صفت)
زیرک، با هوش، دانا، هوشمند، بافراست
