کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باعی-شدن | کلماتور
معنی کلمه : باعی شدن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑʔˈi ʃˈodan/
تلفظ :
[b'A?'i S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
باعی انجام کاری شدن
باعی تحریک و عصبانیت شدن
باعث وقفه در تکلم شدن
باعث چرخش شدن
بانی شدن
بانی چیزی شدن
از بازی خارج شدن
باعث اتحاد شدن
باعث انجام کاری شدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
occasion (فعل)انگیختن، باعی شدن، سبب شدنmake (فعل)انجام دادن، درست کردن، ایجاد کردن، بوجود اوردن، ساختن، باعی شدن، تصنیف کردن، تاسیس کردن، وادار یا مجبور کردن، گاییدنcauthorse (فعل)موجب شدن، واداشتن، ایجاد کردن، باعی شدن، سبب شدنdraw on (فعل)نزدیک شدن، متصل شدن، باعی شدن، عهده کسی برات کشیدن...
کلمات مرتبط
باعی انجام کاری شدن
باعی تحریک و عصبانیت شدن
باعث وقفه در تکلم شدن
باعث چرخش شدن
بانی شدن
بانی چیزی شدن
از بازی خارج شدن
باعث اتحاد شدن
باعث انجام کاری شدن
نظرات