کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باعونی | کلماتور
معنی کلمه : باعونی
تلفظ بین المللی :
/bˈɑʔuːnˌi/
تلفظ :
[b'A?u:n,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ابراهیم باعونی
خاندان باعونی
دمشقی باعونی شافعی محمد بن احمد
باعونیه
عایشه باعونیه
سقف بالونی
عروسک بالونی
بارونی سلیمان
باتونی پومپیو
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
باعونی .
(ص نسبی ) منسوب به باعون .
باعونی . (اِخ ) محمدبن یوسف بن احمد باعونی ملقب به بهاءالدین از فضلای دمشق بود. چند ارجوزه در تاریخ دارد که از آنجمله ارجوزه در «سیرةالملک الاشرف قایتبای » را میتوان نام برد. وی بسال 910 هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ج 3 ص 1007)....
کلمات مرتبط
ابراهیم باعونی
خاندان باعونی
دمشقی باعونی شافعی محمد بن احمد
باعونیه
عایشه باعونیه
سقف بالونی
عروسک بالونی
بارونی سلیمان
باتونی پومپیو
نظرات