Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باشگونه

تلفظ بین المللی : /bˈɑʃɡunˌeː/ تلفظ :‌ [b'ASgun,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • باشگونه کردن
  • پوستین باشگونه
  • پوستین باشگونه کردن
  • نعل باشگونه
  • باژگونه
  • باشگون
  • باشگونگی
  • بازگونه
  • باسگونه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باشگونه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) عکس. قلب. ( برهان قاطع ). باژگون. باژگونه. وارون. واژون. ( آنندراج ). معکوس. ( فرهنگ شعوری ج 1ورق 192 ). بازگردانیده. مقلوب. ( شرفنامه منیری ) ( صحاح الفرس ). بازگونه. ( فرهنگ جهانگیری ). مقلوب. ( اوبهی ). باژگون. وارون. ( انجمن آرای ناصری ). برگردانیده. ( فرهنگ خطی ). واژگونه.واژگون. وارونه : ای پرغونه و باشگونه جهان مانده من از تو به شگفت اندرا.رودکی.گر هست باشگ...

فرهنگ فارسی

( صفت ) سرنگون وارون .

کلمات مرتبط

  • باشگونه کردن
  • پوستین باشگونه
  • پوستین باشگونه کردن
  • نعل باشگونه
  • باژگونه
  • باشگون
  • باشگونگی
  • بازگونه
  • باسگونه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات