Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باشامه

تلفظ بین المللی : /bˈɑʃˈɑmeː/ تلفظ :‌ [b'AS'Ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • باشاره فهماندن
  • باشامپو یا سرشوی شستشو دادن
  • بادامه
  • باشام
  • باشومه
  • او باشانه
  • باشانه
  • باشمه
  • باشنامه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باشامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ ) چادر. معجری باشد که زنان بر سراندازند. ( برهان قاطع ). معجری که زنان بر سر اندازند و آنرا باشومه و باشام نیز گفته اند. مقنعه. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). سرپوش چون دامن و چادر و امثال آن. مقنع. قناع. ( شرفنامه منیری ). سرپوش زنان از حریر مثل چادر و چارقد و غیره. در فرهنگ معجری است که زنان بر سر اندازند. ( فرهنگ جهانگیری ). خمار. باشمه : دریده ماه پیکر جامه در برف...

فرهنگ عمید

چادر، چارقد، روسری زنان: دریده ماه پیکر جامه در بر / فکنده لاله گون باشامه بر سر (فخرالدین اسعد: لغت نامه: باشامه ).

فرهنگ معین

(مِ ) ( اِ. ) روسری زنان ، چارقد.

فرهنگ فارسی

چادر، چارقد، روسری زنان، باشام و باشومه
( اسم ) چادری که زنان بر سر اندازند روسری زنان چارقب .

کلمات مرتبط

  • باشاره فهماندن
  • باشامپو یا سرشوی شستشو دادن
  • بادامه
  • باشام
  • باشومه
  • او باشانه
  • باشانه
  • باشمه
  • باشنامه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات