کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باسلیقه | کلماتور
معانی کلمه : باسلیقه
تلفظ بین المللی :
/bˌɑsalˈiq1eː/
تلفظ :
[b,Asal'iq1e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
باسلیقه تهیه شده
بدسلیقه
بیسلیقه
باسلیق
باسلیق ابطی
باسلیق مادیان
باسلیقون
باسلیقگی
باسلیسه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
باسلیقه. [ س َ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) باذوق. و آنکه کارهای وی آراسته و مرتب و خوش آیند باشد. و رجوع به سلیقه شود.
فرهنگ عمید
باذوق، کسی که کارهایش آراسته، مرتب، و خوشایند است.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
elegant (صفت)زیبا، برازنده، لطیف، ظریف، شیک و مد، موزون، با سلیقه، مطابق مد روزstylish (صفت)زیبا، شیک، باب روز، با سلیقه، مطابق مد روز، خوش سلیقه، چیز خیلی شیکtasteful (صفت)با سلیقه، خوش ذوق، خوش سلیقه، با ذوق...
واژه نامه بختیاریکا
بارت کار دار
کلمات مرتبط
باسلیقه تهیه شده
بدسلیقه
بیسلیقه
باسلیق
باسلیق ابطی
باسلیق مادیان
باسلیقون
باسلیقگی
باسلیسه
نظرات