معانی کلمه : باسلیقه
لغت نامه دهخدا
باسلیقه. [ س َ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) باذوق. و آنکه کارهای وی آراسته و مرتب و خوش آیند باشد. و رجوع به سلیقه شود.
فرهنگ عمید
باذوق، کسی که کارهایش آراسته، مرتب، و خوشایند است.
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
بارت کار دار
