کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بازهشتن | کلماتور
معانی کلمه : بازهشتن
تلفظ بین المللی :
/bɑzhˈaʃtan/
تلفظ :
[bAzh'aStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
بازگشتن و بحال اول رسیدن
بازگشتنی
بازگشتن
بازکشتن
بازگشتنگاه
دکمۀ بازنشانی
زنگ زدگی بازگشتی
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
علامت بازگشت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
بازهشتن. [ هَِ / هََ ت َ ] ( مص مرکب ) هشتن. گذاشتن. واگذار کردن : جهان را بدان بازهل کافریدوز او آمد این چرخ گردان پدید.فردوسی.سخنها دراز است و کاری درشت به یزدان کنون بازهشتیم پشت.فردوسی.بازهل این فرش کهن پوده راطرح کن این دامن آلوده را.نظامی ( مخزن الاسرار ص 77 ).و رجوع به هشتن شود....
فرهنگ عمید
واگذار کردن، فروگذاشتن، رها کردن.
کلمات مرتبط
بازگشتن و بحال اول رسیدن
بازگشتنی
بازگشتن
بازکشتن
بازگشتنگاه
دکمۀ بازنشانی
زنگ زدگی بازگشتی
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
علامت بازگشت
نظرات