معانی کلمه : بازان
لغت نامه دهخدا
بازان . (اِ) طشت برنجین بزرگ که در آن رخت شویند. || سرچشمه . (ناظم الاطباء).
بازان . (نف ) نعت فاعلی از باختن . در حال باختن . بازنده . رجوع به باختن و بازنده شود.
بازان . [ ن ِ ] (ع اِ) تثنیه ٔ باز در حالت رفع.
فرهنگ فارسی
دهی ازلاهیجان
دانشنامه عمومی
بازان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان کیسم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶۰ نفر (۱۱۸خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان کیسم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶۰ نفر (۱۱۸خانوار) بوده است.
wiki: بازان
فرهنگ اسم ها
اسم: بازان (دختر) (کردی)
معنی: جمع «باز» پرندة شکاری، نام روستایی در کردستان، در حال باختن، بازنده ( نگارش کردی
معنی: جمع «باز» پرندة شکاری، نام روستایی در کردستان، در حال باختن، بازنده ( نگارش کردی
