Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بازارگانی

تلفظ بین المللی : /bˌɑzɑreɡˈɑni/ تلفظ :‌ [b,AzAReg'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بازارگانی کردن
  • راه بازرگانی
  • بانک بازرگانی
  • بانک بین المللی بازرگانی و اعتبار
  • کشتی بازرگانی
  • کشتیرانی بازرگانی
  • ناوگان بازرگانی
  • تبدیل بصورت بازرگانی
  • تراز بازرگانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بازارگانی. ( حامص مرکب ) سوداگری. بازرگانی. بیع و شری. تجارت. داد و ستد. خرید و فروش.معامله. سودا. حرفه تجارت. تجارت پیشه : کسی را که نام است و دینار نیست ببازارگانی کسش یار نیست.فردوسی.بدو ( پیران ) گفت رستم ترا کهترم بشهر تو کرد ایزد آبشخورم ببازارگانی از ایران بتوربپیمودم این راه دشوار و دور.فردوسی.و گر بر ستاننده دارد سپاس ز بخشنده بازارگانی شناس.فردوسی.بعوض شبه گوهر سرخ یابی از او چون کند با ...

فرهنگ عمید

بازرگانی#NAME?

= بازرگانی

فرهنگ فارسی

سوداگری تجارت

کلمات مرتبط

  • بازارگانی کردن
  • راه بازرگانی
  • بانک بازرگانی
  • بانک بین المللی بازرگانی و اعتبار
  • کشتی بازرگانی
  • کشتیرانی بازرگانی
  • ناوگان بازرگانی
  • تبدیل بصورت بازرگانی
  • تراز بازرگانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات