معنی اصطلاح -> بازار چیزی داغ / گرم شدنرواج / رونق یافتن چیزی؛ پیدا شدن طرفداران / خواستاران / مشتریان زیادی برای چیزیمثال: - بازار شعروشاعری چنان گرم شده بود که همه خیال می کردند باید دفتر شعری چاپ کنند و چون بسیاری استعداد کافی نداشتند، شعرهای دیگران را رونویس می کردند. - در آن زمان بازار مستغلات در تهران داغ بود و قیمت زمین و مسکن حسابی بالا رفته بود....