کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باز-استادن | کلماتور
معانی کلمه : باز استادن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑz ostˈɑdan/
تلفظ :
[b'Az ost'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
استاندارد باز
تلالنپنتلا د باز استادو د مخیکو
البرز استان
با استادی
با استادی درست کردن
با استادی ساخته شده
با استادی دزدیدن
بازاستادن
استادی با پنجه های شکسته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بازاستادن. [ اِ دَ ] ( مص مرکب ) باز استادن از. عقب ماندن. توقف کردن. دست کشیدن. ترک کردن.بازداشته شدن. منع کرده شدن. برطرف کردن. ( ناظم الاطباء ) : آن ماهی چهل روز از خوردن بازایستادتا یونس را آسیبی نرسد. ( مجمل التواریخ و القصص ).
فرهنگ فارسی
عقب ماندن
کلمات مرتبط
استاندارد باز
تلالنپنتلا د باز استادو د مخیکو
البرز استان
با استادی
با استادی درست کردن
با استادی ساخته شده
با استادی دزدیدن
بازاستادن
استادی با پنجه های شکسته
نظرات