کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : باریک رای
تلفظ بین المللی :
/bˈɑrik rˈɑj/
تلفظ :
[b'ARik R'Aj]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
اخرین باری که پاریس را دیدم
بابی راین
رابسون بابی
باریکایی
اریک رابرتس
بابی رابسون
راب باتین
باریک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
باریک رای. ( ص مرکب ) آنکه فکر ظریف دارد. باذکاوت. بصیر. بافراست. ( دِمزن ). دارای قوه مدرکه نافذ و دقیق. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آنکه فکر ظریف دارد
کلمات مرتبط
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
اخرین باری که پاریس را دیدم
بابی راین
رابسون بابی
باریکایی
اریک رابرتس
بابی رابسون
راب باتین
باریک
نظرات