Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بارگاه ساختن

تلفظ بین المللی : /bˈɑrɡˈɑh sˈɑxtan/ تلفظ :‌ [b'ARg'Ah s'Axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • باشگاه فوتبال ساوتند
  • باشگاه فوتبال ساوتند یونایتد
  • ساختمان باشگاه ورزشی خیامیان
  • بارگاه
  • بارگاه آراستن
  • بارگاه اراستن
  • بارگاه افراشتن
  • بارگاه بستن
  • بارگاه زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بارگاه ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) ایجاد بارگاه. خیمه و خرگاه زدن. || محل پذیرایی و ملاقات فراهم کردن :
منعم بکوه و دشت و بیابان غریب نیست
هر جا که رفت خیمه زد و بارگاه ساخت.
سعدی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

ایجاد بارگاه محل پذیرایی فراهم اوردن

کلمات مرتبط

  • باشگاه فوتبال ساوتند
  • باشگاه فوتبال ساوتند یونایتد
  • ساختمان باشگاه ورزشی خیامیان
  • بارگاه
  • بارگاه آراستن
  • بارگاه اراستن
  • بارگاه افراشتن
  • بارگاه بستن
  • بارگاه زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات