کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بارپیچ | کلماتور
معانی کلمه : بارپیچ
تلفظ بین المللی :
/bˈɑrpitʃ/
تلفظ :
[b'ARpitS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عنان بازپیچ
عنان بازپیچیدن
عنان برپیچیدن
بادپیچ
باردیچ
بازپیچ
برپیچیدن
خط باپیچه
بازپیچانیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بارپیچ. ( نف مرکب ) آنکه بارها پیچد. || ( اِ مرکب ) جامه ای که عدل را در آن پیچند. پارچه ضخیمی که بعدلها پیچند. آنچه بار در آن پیچند.
فرهنگ عمید
ریسمان یا تسمه ای که با آن بار را بر سقف اتومبیل می بندند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنچه که بار را بدان پیچند مانند نوار ریسمان و غیره .
مترادف و متضاد
wrapper
(اسم)
روپوش، لفاف، پوشه، بالا پوش، لفاف بسته بندی، چادر شب، بسته بندی کاغذ، بارپیچ، جلد کتاب
wrapping
(اسم)
لفاف، بارپیچ، کاغذ بسته بندی
کلمات مرتبط
عنان بازپیچ
عنان بازپیچیدن
عنان برپیچیدن
بادپیچ
باردیچ
بازپیچ
برپیچیدن
خط باپیچه
بازپیچانیدن
نظرات