کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بارونی | کلماتور
معانی کلمه : بارونی
تلفظ بین المللی :
/bˈɑruːnˌi/
تلفظ :
[b'ARu:n,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بارونی سلیمان
مقام و مرتبه بارونی
جنگ صلیبی بارونی
کریستیان بارونی
مارکو بارونی
ماریو بارونی
میریانا لوچیچ بارونی
سلیمان بارونی
بارونیوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
بارونی .
(ع ص نسبی ) نسبت به بارون و در تعریب نیز بارونی ّ آید. (دزی ج
1
ص
48
). رجوع به بارون شود.
بارونی .(اِخ ) سلیمان بن شیخ عبداﷲ بارونی نفوسی . او راست :1- الازهارالریاضیة فی ائمة و ملوک الاباضیةجزء 2 مطبعه ٔ بارونیه . (بی تاریخ ).2- دیوان (سلیمان بارونی ) مطبعة الازها...
فرهنگ فارسی
از علمای اباضیه و از مردم طرابلس بوده
مترادف و متضاد
baronial
(صفت)
بارونی، مربوط به بارون
کلمات مرتبط
بارونی سلیمان
مقام و مرتبه بارونی
جنگ صلیبی بارونی
کریستیان بارونی
مارکو بارونی
ماریو بارونی
میریانا لوچیچ بارونی
سلیمان بارونی
بارونیوس
نظرات