Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بارش

تلفظ بین المللی : /bˈɑraʃ/ تلفظ :‌ [b'ARaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • بارش خون مضاعف
  • بارش کوهستانی
  • بارش متوالی
  • بارش سنج
  • بارش شهاب
  • بارش مؤثر
  • بارش همرفتی
  • بارش پرتو کیهانی
  • بارش یخ زن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بارش. [ رِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از باریدن. عمل باریدن. ریختن. دَرّ. دُرور. باریدن. ( ناظم الاطباء ) : برق وارم به وقت بارش میغبه یکی دست می بدیگر تیغ.نظامی ( هفت پیکر ).ببارش تیغ او چون آهنین میغکلید هفت کشور نام آن تیغ.نظامی.بر آن تیره دل بارش تیر کرد.نظامی.رجوع به برهان قاطع چ معین حاشیه ج 1 ص 216 شود. || باران. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( دِمزن ). مَطَر. ج ، امطار....

فرهنگ عمید

۱. ریختن برف یا باران از آسمان.
۲. (اسم ) باران، برف.

فرهنگ معین

(رِ ) (اِمص . ) باریدن .

دانشنامه آزاد فارسی

بارش (precipitation)در هواشناسی، آبی که از جَوّ بر زمین می بارد. بارش بخشی از چرخۀ آباست. صورت های مختلف بارش عبارت اند از باران، برف، برفابه، تگرگ، شبنم، و برفک. مقدار بارش در هر منطقه به اقلیمآن منطقه، و پدیده هایی مانند وزش بادهای بسامانو جریان های اقیانوسیوابسته است. تغییرات چرخه ای جریان پرو، در نواحی دور از سواحل اکوادورو پرو، اِل نینیو، سبب بروز تغییرات بسیار در میزان بارش امریکای جنوبی و م...

فرهنگ فارسی

باریدن
( اسم ) ۱ - باریدن ( باران و مانند آن ). ۲ - ( اسم ) باران مطر.

دانشنامه عمومی

بارش در هواشناسی به هر نوع بخار آب گفته می شود که بر اثر تراکم تبدیل به آب شده و تحث تأثیر نیروی جاذبه به زمین می ریزند. بارش به شکل باران، برف، تگرگ، شبنم و برف دانه است. بارش زمانی روی می دهد که در منطقه ای از آسمان بخار آب آن قدر اشباع شده باشد که در اثر تراکم زیاد تبدیل به مایع شده و به زمین ببارد. بنابرین مِه و میغ بارش به حساب نمی آیند، زیرا در آنها بخار آب آن قدر متراکم نمی شود که بتواند بب...

فرهنگ اسم ها

اسم: بارش (دختر، پسر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: bāreš) (فارسی: بارش) (انگلیسی: baresh)
معنی: بارش باران، نازل شدن نعمت الهی از آسمان، ( اسم مصدر از باریدن ) عملِ باریدنِ باران، برف و تگرگ، ( اسم ) باران، برف، و تگرگ، نزولات آسمانی

مترادف و متضاد

باریدن

باران، مطر

۱. باران، مطر
۲. باریدن

downfall (اسم)ریزش، افت، زوال، انحطاط، سقوط، بارشprecipitation (اسم)شتاب، تسریع، ته نشینی، دست پاچگی، بارش، عجلهrainfall (اسم)بارش، بارندگیrain (اسم)بارش، باران، بارندگی...

فرهنگستان زبان و ادب

{precipitation} [علوم جَوّ] 1. ذرات آبی که به هر شکل و اندازه به حالت مایع یا جامد در جوّ تشکیل شود و به سطح زمین ریزد 2. مقدار آبی که در دورۀ زمانی مشخص در محل معینی از زمین ریزش کند
{weeping} [مهندسی شیمی] چکیدن مایع در زمانی که جریان بخار برای پس زدن مایع از سوراخ های سینی کافی نباشد

کلمات مرتبط

  • بارش خون مضاعف
  • بارش کوهستانی
  • بارش متوالی
  • بارش سنج
  • بارش شهاب
  • بارش مؤثر
  • بارش همرفتی
  • بارش پرتو کیهانی
  • بارش یخ زن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات