معانی کلمه : بار بردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(بُ دَ ) (مص م . ) ۱ - بر دوش کشیدن . ۲ - بردباری کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - حمل کردن بار بار را از جایی بجایی نقل کردن . ۲ - رنج کشیدن تحمل مشقت کردن .
مترادف و متضاد
tote (فعل)
حمل و نقل کردن، برپشت حمل کردن، بار بردن
