Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بار بردن

تلفظ بین المللی : /bˈɑr bˈordan/ تلفظ :‌ [b'AR b'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کارد بر سر بردن
  • املای غلط بکار بردن
  • ابهام بکار بردن
  • با تکان بیرون بردن
  • با داس بردن
  • با زور جلو بردن
  • با زور پیش بردن
  • باصرفه جویی یا دقت بکار بردن
  • از راه بدر بردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بار بردن. [ ب ُدَ ] ( مص مرکب ) حمل بار و نقل کردن آن : حاجی تو نیستی شتر است ازبرای آنک بیچاره خار میخورد و بار می برد. سعدی.برد هر کسی بار درخورد زورگرانست ران ملخ پیش مور.سعدی ( بوستان ). || بمجاز، رنج کشیدن. تحمل مشقت کردن : همانا زمان آمدستم فرازوزین بار بردن نیابم جواز.فردوسی.برند ازبرای دلی بارهاخورند ازبرای گلی خارها.سعدی ( بوستان )....

فرهنگ معین

(بُ دَ ) (مص م . ) ۱ - بر دوش کشیدن . ۲ - بردباری کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - حمل کردن بار بار را از جایی بجایی نقل کردن . ۲ - رنج کشیدن تحمل مشقت کردن .

مترادف و متضاد

tote (فعل)
حمل و نقل کردن، برپشت حمل کردن، بار بردن

کلمات مرتبط

  • کارد بر سر بردن
  • املای غلط بکار بردن
  • ابهام بکار بردن
  • با تکان بیرون بردن
  • با داس بردن
  • با زور جلو بردن
  • با زور پیش بردن
  • باصرفه جویی یا دقت بکار بردن
  • از راه بدر بردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات