Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بار بر گیر

تلفظ بین المللی : /bˈɑr bar ɡˈir/ تلفظ :‌ [b'AR baR g'iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بر گیر
  • قلمرو پیش درامدی بر جن گیر
  • بهره گیری از خودروهای برقی بر پایه کشور
  • اسان گیری بر مؤمنان
  • اسان گیری بر پیامبر
  • بار برگرفتن
  • باربرگیر
  • دیگ با برگی
  • با بیل برگرداندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باربرگیر. [ ب َ ] ( نف مرکب ) کسی که بار از بارکش فرونهد. بمجاز، کسی که رنجی از کسی برگیرد :
خمخانه خرسرای خرپیر
نه راه بری نه باربرگیر.
سوزنی.

فرهنگ فارسی

کسی که بار را از بارکش فرو نهد

کلمات مرتبط

  • بر گیر
  • قلمرو پیش درامدی بر جن گیر
  • بهره گیری از خودروهای برقی بر پایه کشور
  • اسان گیری بر مؤمنان
  • اسان گیری بر پیامبر
  • بار برگرفتن
  • باربرگیر
  • دیگ با برگی
  • با بیل برگرداندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات