معانی کلمه : بار اوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( بار آوردن ) (وَ دَ ) (مص م . ) ۱ - تولید کردن ، ایجاد کردن . ۲ - تربیت کردن .
فرهنگ فارسی
( بار آوردن ) میوه دار کردن به ثمر آوردن
میوه آوردن درخت، میوه دادن، ثمردادن، فرزند آوردن و پرورش دادن، تربیت کردن
میوه آوردن درخت، میوه دادن، ثمردادن، فرزند آوردن و پرورش دادن، تربیت کردن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
( بار آوردن ) پِروِنیدِن
