کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بادوام | کلماتور
معانی کلمه : بادوام
تلفظ بین المللی :
/bɑdˈavɑm/
تلفظ :
[bAd'avAm]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
بادوام نمودن
چوب بادوام
زمان بندی میل بادامک
سیاه بادام
سیه بادام
علی بادام یاری
غبیده بادام
بادام
بادام برشته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
بادوام. [ دَ ] ( ص مرکب ) پایدارو استوار و ثابت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به با شود.
فرهنگ عمید
۱. پایدار، استوار، محکم.
۲. ویژگی آنچه زود فرسوده و نابود نشود.
فرهنگ معین
(دَ ) [ فا - ع . ] (ص مر. ) محکم ، استوار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه که دوام یابد آنچه پاینده باشد . ۲ - با استحکام محکم استوار محکم استوار مقابل بی دوام : این کفش بادوام است .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
پایدار، پاینده، دیرپا، مستدام ≠ بیدوام
۱. پایدار، پاینده، دیرپا، مستدام ≠ بیدوام
۲. محکم
lasting (صفت)پایا، بادوام، ثابت، دیرپای، خالد، ماندنی، پایندهtough (صفت)سفت، سخت، محکم، شق، دشوار، بادوام، خشن، زمخت، شدید، سر سخت، با اسطقس، پی مانندevergreen (صفت)بادوام، همیشه سبز، بی خزانhardy (صفت)جسور، دلیر، متهور، بادوام، سر سخت، شکیبا، بردبار، پرطاقت، دلیر نماbearable (صفت)تحمل پذیر،...
فرهنگ فارسی ساره
دیرنده
کلمات مرتبط
بادوام نمودن
چوب بادوام
زمان بندی میل بادامک
سیاه بادام
سیه بادام
علی بادام یاری
غبیده بادام
بادام
بادام برشته
نظرات