بادساری. ( حامص مرکب ) کیفیت و حالت بادسار. سبکسری. بادسری. تهور : کس از بادساری دلاور مبادکه بدْهد سر از بادساری بباد.اسدی.فکندی بمردی تن اندر هلاک نه مردیست ، کز بادساریست پاک.اسدی.چنین گفت کز رای مرد خردره بادساری نه اندرخورد.اسدی.آن بادساری از دل بیرون کن اکنون که پخته گشتی و آهسته.ناصرخسرو.ای کرده سرت خو به بی فساری تا کی بود این جهل و بادساری ؟ناصرخسرو ( دیوان چ مینوی - محقق ص 29 ).تو اندر ح...