باددستی. [ بادْ، دَ ] ( حامص مرکب ) عمل باددست. اتلاف کار. تبذیر. اسراف. ( غیاث ) ( آنندراج ) : به نیکوئی آگن چو گنج آگنی بدانش پراگن چو بپْراگنی از آن کش روان با خرد بود جفت کسی باددستی ز رادی نگفت.اسدی.سه چیزآورد پادشاهی بشورکز آن هر سه شه را بود بخت شوریکی باددستی دوم کاهلی سوم زفت کاری سر بددلی.اسدی.باددستی و راد، و کاری نیست بهتر از باددستی و رادی .سوزنی.جانی بباددستی بر خاک پایش افشان کاندر ...