بادخون . (اِخ ) یکی از قراء فراش بند شهرستان فارس است . (جغرافیای غرب ایران ص 112).
بادخون. ( اِ مرکب ) راه گذر باد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). جائی بود که بادبرو گذارنده بود یعنی بادگیر. ( اوبهی ). جای گذار باد بود. ( لغت فرس اسدی ). بادگیر باشد. ( معیار جمالی ).رهگذار باد باشد یعنی بادگیر. ( سروری ) : بر گذار حم...