باد شمال. [ دِ ش ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بادی که از شمال وزد. مَحْوة. شَمَل. مِسْع. ( منتهی الارب ). اَوْر. ( منتهی الارب ). جَرْبیا. اُم مَرْزَم. ( منتهی الارب ) ( دهار ) : بر طریق راست رو چون باد گردنده مباش گاه با باد شمال و گاه با باد صبا.ناصرخسرو.فخر ببسیاری ای عدو ز چه داریدبرگ درختید و ما چو باد شمالیم.ناصرخسرو.باد شمال عنان برگشاده... درآمد. ( کلیله و دمنه ).خجسته نائب صدرالخلافه عون...
فرهنگ معین
(دِ شُ ) (اِمر. ) باد صبا، صبا.
مترادف و متضاد
north(اسم)
باد شمال، شمال، در شمال
boreas(اسم)
باد شمال
واژه نامه بختیاریکا
نسیم صبا؛ باد صبا؛ باد خنک صبحگاهی که از جانب شمال وزد؛ نشانه آغاز پایان گرمای کشنده تابستان