کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه با-ادب | کلماتور
معانی کلمه : با ادب
تلفظ بین المللی :
/bɑ ˈadab/
تلفظ :
[bA 'adab]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
اشنایی با نقد ادبی
تاریخ بیهقی با معنی واژه ها و شرح بیتها و جمله های دشوار و امثال و حکم و برخی نکته های دستوری و ادبی
ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قران با تفسیر لغوی و ادبی قران
زی مایه بَری با آب داغ
زی مایه بَری با بخار آب
اب بینی را با صدا بالا کشیدن
اب را با فشار ریختن
با برق اب طلا یا نقره دادن به
توافق با اب و هوای یک محیط
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگ معین
(اَ دَ ) (ص مر. ) دارای ادب ، مؤدب . مق بی ادب .
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه از ادب برخوردارست دارای ادب مو ئدب مقابل بی ادب : مرد با ادبی است .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
polite (صفت)خلیق، معقول، خوشخو، خوش رفتار، سر براه، با ادب، مودب، خوش معاشرت، مهذب، با نزاکت، مبادی ادابcourteous (صفت)خوشخو، خوش رفتار، با ادب، مودب، مودبانه، خوش معاشرتcomplaisant (صفت)مهربان، خوشخو، خوش رفتار، با ادب، خوش معاشرتcivil (صفت)مدنی، کشوری، غیر نظامی، حقوقی، متمدن، عرفی، با ادب، مودبrespectful (صفت)با ادب، مودب، ابرومند، پر احترام...
واژه نامه بختیاریکا
وروردِه
کلمات مرتبط
اشنایی با نقد ادبی
تاریخ بیهقی با معنی واژه ها و شرح بیتها و جمله های دشوار و امثال و حکم و برخی نکته های دستوری و ادبی
ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قران با تفسیر لغوی و ادبی قران
زی مایه بَری با آب داغ
زی مایه بَری با بخار آب
اب بینی را با صدا بالا کشیدن
اب را با فشار ریختن
با برق اب طلا یا نقره دادن به
توافق با اب و هوای یک محیط
نظرات