اینان. ( ضمیر ) ج ِ این : همه تفاخر آنان بجود و دانش بودهمه تفاخراینان بغاشیه است و جناغ.منجیک.ایشان بعزیمت رفتند و اینان بخراسان آمدند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 102 ). گفت شما چه مردمانید، گفتم منم ابرون و اینان فلان و فلان. ( تاریخ بخارا ). اسماعیل علیه السلام از هاجر بزاد پس ساره را حسد آمد گفتا اینانرا از پیش من ببرید. ( مجمل التواریخ و القصص ). آورده اند که سپاه دشمن بی قیاس بود و اینان اندک و...
فرهنگ معین
(ضم . ) جِ این ، ضمیر اشاره برای اشخاص نزدیک . مق . آنان .
فرهنگ فارسی
جمع این ضمیر اشاره برای اشخاص نزدیک مقابل آنان : ( آورده اند که سپاه دشمن بی قیاس بود و اینان اندک . )