این و آن . [ ن ُ ] (ترکیب عطفی ، ضمیر مبهم مرکب ) اشاره بقریب و بعید. (مؤید الفضلا) (هفت قلزم ). || تن و جان . || ظاهر و باطن . || اشخاص مختلف . کسان متعدد. (فرهنگ فارسی معین ). || مرادف فلان و بهمان : مثل هست این که جامه ٔ تن زیان باشد هر آنکس راکه سال و مه نباشد جز بجان این و آن مهمان . ناصرخسرو.گر من اسیر مال شوم همچو این و آن اندر شکم چه باید زهر جگرمرا. نظامی .چون تو عهد خدای نشکستی عهده بر ...