معانی کلمه : ایمان
لغت نامه دهخدا
ایمان . (ع مص ) (از «ی م ن ») به یمین درآمدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). از جانب یمین آمدن . (ناظم الاطباء). || به سوی راست رفتن . (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد) (آنندراج ). از جانب راست آمدن : ایمن الرجل ؛ از جانب راست آن مرد درآمد. (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
یمین#NAME?
۱. گرویدن.
۲. عقیده داشتن.
۳. [مقابلِ کفر] (فقه) تصدیق و عمل به احکام دین یعنی اقرار به لسان و عمل به ارکان.
۱. گرویدن.
۲. عقیده داشتن.
۳. [مقابلِ کفر] (فقه ) تصدیق و عمل به احکام دین یعنی اقرار به لسان و عمل به ارکان.
= یمین
۲. عقیده داشتن.
۳. [مقابلِ کفر] (فقه ) تصدیق و عمل به احکام دین یعنی اقرار به لسان و عمل به ارکان.
= یمین
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ یمین ؛ سوگندها.
[ ع . ] 1 - (مص م .) گرویدن ، باور داشتن . 2 - ایمن کردن ، امان دادن . 3 - (اِمص .) اعتقاد.
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ یمین ، سوگندها.
[ ع . ] ۱ - (مص م . ) گرویدن ، باور داشتن . ۲ - ایمن کردن ، امان دادن . ۳ - (اِمص . ) اعتقاد.
[ ع . ] ۱ - (مص م . ) گرویدن ، باور داشتن . ۲ - ایمن کردن ، امان دادن . ۳ - (اِمص . ) اعتقاد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
ایمان در تعریف برون دینی، باوری استوار و مستقل از خرد یا تجربه، به نوعی ایده است. معمولاً این ایده نوعی دین، و مجموعه ای از ایده های کلی و جزئی است.
•
•
wikiquote: ایمان
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: imān) (عربی) اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین ، در مقابل کفر.
اسم: ایمان (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: imān) (فارسی: ايمان) (انگلیسی: iman)
معنی: باور، گرایش، اعتقاد، اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین، در مقابل کفر، یقین داشتن به درستی اندیشه یا امری
معنی: باور، گرایش، اعتقاد، اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین، در مقابل کفر، یقین داشتن به درستی اندیشه یا امری
مترادف و متضاد
اطمینان، اعتقاد، باور، باورداشت، عقیده، گرویدن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
باور، باورداشت، گرایش
