ایشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) بیشه و جنگل . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). || جاسوس . (برهان ) (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (جهانگیری ) (مؤید الفضلاء). جاسوس کردار : در کوی تو چو ایشه همی کردمی نگاه دزدیده تا مگرت ببینم به بام در. شهید.و رجوع به ابیشه شود.|| چاپلوس . (برهان ) (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (جهانگیری ) (مؤید الفضلا). رجوع به آیشه شود....
فرهنگ عمید
جاسوس، خبرکش.
فرهنگ فارسی
بیشه و جنگل
گویش مازنی
با خیش شخم زدن
( آیشه ) /aayshe/ شیرط غلیظ و مقوی که پس از زاییدن گاو به دست آید - مایه ای که از شکمبه ی بره گیرند و به عنوان مایه ی پنیر استفاده کنند /ishe/ با خیش شخم زدن