کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ایراد-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ایراد کردن
تلفظ بین المللی :
/iːrˈɑd kˈardan/
تلفظ :
[i:R'Ad k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
ایراد گیری کردن
از یک نژاد ایجاد کردن
با تصادم ایجاد صدا کردن
ایجاد ابراه کردن
ایجاد استحکامات دفاعی کردن
ایجاد اشکال کردن
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن
ایجاد سوراخ کردن
ایجاد شکاف کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - اعتراض کردن ایراد گرفتن : بر مطالب او ایراد کرد . ۲ - بیان کردن : (نه هر عبارتی که در نعت او ایراد کند... )
مترادف و متضاد
quote
(فعل)
نقل کردن، ایراد کردن، نقل قول کردن، مظنه دادن، نقل بیان کردن
deliver
(فعل)
ازاد کردن، تحویل دادن، ایراد کردن، رستگار کردن
فرهنگ فارسی ساره
سخنرانی کردن
کلمات مرتبط
ایراد گیری کردن
از یک نژاد ایجاد کردن
با تصادم ایجاد صدا کردن
ایجاد ابراه کردن
ایجاد استحکامات دفاعی کردن
ایجاد اشکال کردن
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن
ایجاد سوراخ کردن
ایجاد شکاف کردن
نظرات