کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ایجاب-کردن | کلماتور
معنی کلمه : ایجاب کردن
تلفظ بین المللی :
/iːdʒˈɑb kˈardan/
تلفظ :
[i:dZ'Ab k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از یک نژاد ایجاد کردن
با تصادم ایجاد صدا کردن
ایجاد ابراه کردن
ایجاد استحکامات دفاعی کردن
ایجاد اشکال کردن
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن
ایجاد سوراخ کردن
ایجاد شکاف کردن
ایجاد عقده روحی کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
necessitate
(فعل)
مجبور کردن، مستلزم بودن، ناگزیر ساختن، ایجاب کردن، بایسته کردن، واجب کردن
کلمات مرتبط
از یک نژاد ایجاد کردن
با تصادم ایجاد صدا کردن
ایجاد ابراه کردن
ایجاد استحکامات دفاعی کردن
ایجاد اشکال کردن
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن
ایجاد سوراخ کردن
ایجاد شکاف کردن
ایجاد عقده روحی کردن
نظرات