معانی کلمه : ای
لغت نامه دهخدا
ای .(ع ق ) حرف ایجاب به معنی نعم و یا سوگند آید مانند:ای واﷲ. ای نعم واﷲ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ای . (پسوند) ی . نشانه ٔ نکره و وحدت در آخر کلمه ای که به «ه » غیرملفوظ ختم شود: خانه ای ، کاشانه ای . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
یعنی.
۱. حرف ندا که پیش از اسم و صفت درمیآید: ای مرد، ای پسر، ای جوانمرد، ای دلاور.
۲. حرفی که برای تقریب و تخمین میآید: ای سیصد چهارصد تومان میارزد.
۳. (شبه جمله) حرفی که برای تحسین میآید.
۴. (شبه جمله) برای اظهار انزجار یا نارضایتی یا تردید به کار میرود.
فرهنگ معین
(اِ یا اَ) [ ع - فا. ] (صت . حر.) علامت ندا است که پیش از اسم درآید: ای حسن ، ای پسر.
( آی ) (صت . ) حرف ندا.
(اِصت . ) ۱ - کلمه ای است نشانة درد. ۲ - کلمه ای است نشانة حسرت و دریغ .
(اِ یا اَ ) [ ع - فا. ] (صت . حر. ) علامت ندا است که پیش از اسم درآید: ای حسن ، ای پسر.
(اِصت . ) ۱ - کلمه ای است نشانة درد. ۲ - کلمه ای است نشانة حسرت و دریغ .
(اِ یا اَ ) [ ع - فا. ] (صت . حر. ) علامت ندا است که پیش از اسم درآید: ای حسن ، ای پسر.
فرهنگ فارسی
دوباره
( آی ) ( فعل ) مفرد امر حاضر از ( آمدن ).
(حرف ندا و خطاب ) ای،کلمه افسوس وحسرتجهت اظهاردرد: آی سرم، برای بیان حسرت: آی دریغ، آی دریغا
برای تفسیر آید یعنی ( کلب مقدم ای سگ پیشین . )
اسم معرب و بعضی آنرا مبنی دانسته اند و برای استفهام آید .
(حرف ندا و خطاب ) ای،کلمه افسوس وحسرتجهت اظهاردرد: آی سرم، برای بیان حسرت: آی دریغ، آی دریغا
برای تفسیر آید یعنی ( کلب مقدم ای سگ پیشین . )
اسم معرب و بعضی آنرا مبنی دانسته اند و برای استفهام آید .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
از اصواتی که به هنگام درد و ترحم به کار برند
صدایی است که چوپانان به وسیله ی آن از سرعت زیاد گوسفندان ...
( آی ) /aay/ از اصواتی که به هنگام درد ادا شود
/oy/ از اصواتی که به هنگام درد و ترحم به کار برند & صدایی است که چوپانان به وسیله ی آن از سرعت زیاد گوسفندان در مرتع جلوگیری کنند & دوباره
/oy/ از اصواتی که به هنگام درد و ترحم به کار برند & صدایی است که چوپانان به وسیله ی آن از سرعت زیاد گوسفندان در مرتع جلوگیری کنند & دوباره
فرهنگ اسم ها
اسم: آی (دختر) (ترکی)
معنی: ماه
معنی: ماه
مترادف و متضاد
ایا، هان، های، هلا
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( پپ ) معادل می؛ نشان استمرار. مثلاً ایخواستم یعنی می خواستم
( اَی ) اگر
این؛ همین
( اِی ) آهای؛ ای؛ پسوندیست جهت خطاب. بر خلاف فارسی که بصورت پیشوند کاربرد دارد. مثلاً فرهاد اِی یعنی آهای فرهاد
( اَی ) حرف تاسف؛ اَک
( آی ) وای؛ ی ( اَی )
هِی
( اَی ) اگر
این؛ همین
( اِی ) آهای؛ ای؛ پسوندیست جهت خطاب. بر خلاف فارسی که بصورت پیشوند کاربرد دارد. مثلاً فرهاد اِی یعنی آهای فرهاد
( اَی ) حرف تاسف؛ اَک
( آی ) وای؛ ی ( اَی )
هِی
فرهنگستان زبان و ادب
{e-} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی] ← الکترونیکی
